تبليغاتX
تماشاسرا

تماشاسرا

تماشا سرا

سرباز جسور , فيناليست ملكه زيبايي

كاترينا هوج   22ساله اهل كنت در نواحي لندن يك سرباز زن ارتش انگليس است كه در بصره عراق خدمت كرده است و بصورت نيمه وقت هم بعنوان مدل مشغول بكار است و چند شب پيش هم بعنوان يكي از فيناليست هاي ملكه زيبايي انتخاب شد.

او روزانه تمرينات سختي را براي آمادگي, در كمپ ارتش انگليس انجام مي دهد.

اما كار بهمين جا ختم نميشود . زماني كه او در مسابقات ملكه زيبايي شركت كرد پس از انتخاب از شهر خود به فينال مسابقات ملكه زيبايي انگلستان راه يافت.گرچه شخص ديگري بعنوان ملكه زيبايي انتخاب شد ولي از او بعنوان يك سرباز شجاع تقدير شد و به او نشان شجاعت اهداء شد.

 برای دیدن بقیه عکسهای این خانم با لباس خوشکل ادامه مطلب خیلی جالبه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 19  توسط سامان  | 

آبنمای بسیار زیبا از سراسر دنیا

برای دیدن بقیه عکسهای ابنمای به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 19  توسط سامان  | 

ای کاش کودک بودم….

 

 

 

 

کاش کودک بودم تا شبها قبل از اینکه بفهمم چه کسی برایم لالایی گفته،


عمیق ترین خواب دنیا را داشتم.وصبح ها با خمیازه وعشوه ای کودکانه،


بعد از همه از خواب برمی خواستم.

 

ای کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند گریه می کردم


و داد می زدم تا همه درد مرا بفهمند.

 

ای کاش کودک بودم ، تا عروسکهایم را در اختیار می گرفتم و


هر گونه که دوست دارم با آنها بازی می کردم و هیچ وقت عروسک هیچ کس نمی شدم.

 

ای کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود.

 

ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم،


نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم.

 

ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو،


همه چیز را فراموش می کردم.

 

ای کاش کودک بودم ، تا سرنوشت مرا به بازی نمی گرفت و شکست را درک نمی کردم.

 

ای کاش کودک بودم ، تا وسوسه کاری به من نداشت و احساس مرا اسیر خود نمی کرد.

 

ای کاش کودک بودم ، تا شاید معصومیت چشمانم در تو اثر می کرد.

 

ای کاش کودک بودم ، تا هیچ گاه تو را نمیخواستم و دلم برایت تنگ نمی شد.

 

چه زود بزرگ شدم !
سالها می گذرد ولی من هنوز کودکم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 11  توسط سامان  | 

انتظار

منتظر موندم  به  راهت  تا   هميشه

چشم به راهت مونده بودم پشت شيشه

انتظارت  تلخ  مثل  مردن دل

مثل  عشقي   خام   و  با طل

واي اگه فردا بياد باز تو نيايي

واي ميخوام داد بزنم از اين جدايي

واي ديگه مردمچقدر تو بي وفايي

مگه من  به  تو  بد  كردم  خدايي

هرچي  ميخواي  بگو اما نگو دوستت  ندارم

هر كار ميخواي بكن ولي بگو نميري از كنارم

تورو خدا  مثل  غريبها  دلم  رو  هي  نرنجون

تورو خدا دشمنامو به روي من اينقدر نخندون

بخدا من ميميرم از اين جدايي

بخدا من ميميرم اگه نيايي

اگه فردا بيادو باز تو نيايي

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 17  توسط سامان  | 

عشق

                                                       

در کتابی معانی عشق از نظر مردم را خواندم

یکی گفت عشق دریای است که دو ساحل را به هم پیوند می دهد

یکی گفت عشق کویری بی انتهاست که پایانی ندارد 

یکی گفت عشق مانند سیبی است که به طور مساوی در بین دو نفر تقسیم می شود

یکی گفت عشق یعنی از خود گذشتن برای دیگری 

و شخصی دیگر گفت عشق حسرت چیزی است که نخواهی داشت

و شخصی گفت عشق تقسیم تمام زندگی دو نفر است

و شخصی گفت عشق مانند قفلی است بر قلبها

و شخصی گفت عشق نگاهی از محبت است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 17  توسط سامان  | 

هر جا باشم یادتم باور کن

بدون تو زندگی برای من کویره

دنیا به این بزرگی واسم خیلی حقیره

بدون تو بودنم دیگه معنانداره

چقدر سخته که یارت بره تنهات بذاره

بدون تو عاشقی فقط یه حس سادست

دل غریب وتنهام فقط پی بهانست

چشمای نازت انگارپرازحس عبوره

تنهاراهی که مونده شکستن غروره

غرورمم شکستم انگاردیگه نمیشه

انگاری که بایدبری دیگه واسه همیشه

باشه بروعزیزم هرچندتنهام گذاشتی

گرچه نشونم دادی هیچ وقت دوسم نداشتی

ولی بدون همیشه دعاهام پشت راهته نهایت آرزوم تجربه نگاته

من که باور نمیکنم راست بگه

 شاید خیلی بیکاره شایدم راست میگه نمیدونم شما چی میگین؟

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12  توسط سامان  | 

حال گیری یک دختر ایرانی بر گرفته از دختر مکزیکی

حال گیری دختر مکزیکی

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

 

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

 

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين

 

مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را

 

ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

 

باعشق : روبرت

 

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد،

 

برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند

 

باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي

 

کند، به اين مضمون:

 

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان

 

عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....

یک دختر پسر ایرانی(به اسم وحید مریم) با هم دوست بودن تو دانشگاه بعد چند مدت قرار ازدواج میزارن هر دو شاد خندان میرن بیرون از یک طلافروشی برای  عشقش یک گردنبد طلا میخره فکر کنم قیمتش بالا بوده (۲۵۰۰۰۰۰ریال)حول نکن

بعد چند مدت اقا پسره میره به شهرشون تا به همراه خانوادش بیان خاستگاری

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10  توسط سامان  | 

گالری عکسهای عاشقی

 

 

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید ۵۰ عکس زیبای عاشقانه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19  توسط سامان  | 

7 تصویر از 7 گناه کبیره .که بیشتر طرف خانماست خیلی زیباست

شهوت

بقیه عکسها ادامه مطلب عکسهای جالبیه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19  توسط سامان  | 

عکسهای جنیفر لوپز

بقیه عکسها ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11  توسط سامان  |